تبليغاتX
کوچه پس کوچه های باستان شناسی
کوچه پس کوچه های باستان شناسی
اهالی باستان شناس
فصل آغاز

به نام یگانه غزلسرای هستی

چه کسی می گوید گرمای زابل امان انسان را می برد، چه کسی می گوید در این شهر هرسایه ای تصویری از بهشت است ،چه کسی می گوید اینجا آخر دنیاست.

نه چشمهایمان راخوب نشسته ایم یا خوب نشسته اند،من می دانم خوب هم می دانم که تا چند سال دیگر از زابل جز چندین خاطره تلخ وشیرین چیز دیگری نمی ماند ،شایدهم یک مدرک که  حتی مگسها هم از نشستن بر روی آن اکراه دارند.

این کلید طلایی رااز وین دایر به خاطر بســپارید اومی گوید موفــق ترین انسانها کسانی هستندکه خود را باشرایط جدید وفق دهند وراه پیشرفت خود را بیابند.

اینجا آن هم با شرایط دوری از خانواده می توان برای یک عمر تجربه اندوزی کرد نوعش فرق نمی کند اقتصادی ،فرهنگی اجتماعی ،اخلاقی و ...

جنسیت ملاک نیست راه یابی به  کمال وبرتری ارزش است،شاید کمی بوی نصیحت وبزرگ گویی در کلامم  پیچیده شاید ...نمی دانم...

 شناخت واژه ای ست که اگر باحقیقت پیوند بخوردآسودگی وآرامش را به دنبال خواهد داشت وشناختهای حسی راه را برروی شناخت های عقلی هموارتر می کند.

اندیشیدم که شناخت عرصه بروز می خواهد و وسیله انتقال واین ایده کافی بود تا این صفحه مجازی راه اندازی شود،مهم نیست با چه ابزار وچه ایده ای تبادل نظر صورت می گیرد بلکه مهم تصــور افــق بیکــرانی که جامـعــه ما را (اگر نگوییم آرمانی) می سازد .

پس صفحه احساستان را آن گونه که می توانید بیارایید.

پس از تحریر:

قصد بر آن است که صفحه باستان۸۴آثار ادبی وهنری این گروه را معرفی نماید لذا تمامی دانشجویان باستان شناس ۸۴می توانند آثار خودرابرای نمایش در این صفحه ارائه نمایند/


ادامه مطلب
|+|