تبليغاتX
کوچه پس کوچه های باستان شناسی
کوچه پس کوچه های باستان شناسی
اهالی باستان شناس
شهادت حضرت زهرا

یا فاطمه زهرا

فاطمه فاطمه است.

...فاطمه این چنین زیست واین چنین مرد وپس از مرگش زندگی دیگری را در تاریخ آغاز کرد،در چهره همه ستمدیده گان -که بعد ها در تاریخ اسلام بسیار شدند -هاله ای از فاطمه پیدا بود .غصب شد گان ،پایمال شدگان وهمه قربانیان زور وفریب نام فاطمه را شعار خویش ساختند یاد فاطمه با عشق ها وعاطفه هاوایمان شگفت زنان ومردانی که در طول تاریخ اسلام برای آزادی وعدالت می جنگیدنددر طوالی قرون ،پرورش می یافت.ودر زیر تازیانه های بی رحم وخونین خلافت های جور وحکومت های بی داد وغضب رشد می یافت وهمه دلهای مجروح را لبریز می ساخت.این است که همه جا در تاریخ ملت های مسلمان وتوده های محروم در امت اسلامی،منبع الهام آزادی وحق خواهی وعدالت طلبی ومبارزه با ستم وقساوت وتبعیض بوده است.از شخصیت فاطمه سخن گفتن بسیار دشوار است .فاطمه یک زن بود ،آن چنان که اسلام می خواهد که زن باشد.تصویر سیمای اورا پیامبر خود رسم کرده بود واورا در کوره های سختی وفقر ومبارزه وآموزش عمیق وشگفت انسانی خویش پرورده وناب ساخته بود.وی در همه ابعاد گوناگون (زن بودن)نمونه شده بود.

مظهر یک (دختر) در برابر پدرش.

مظهر یک (همسر) ،در برابر شویش.

مظهر یک( مادر) ،در برابر فرزندانش.

مظهر یک زن مبارز ومسوول،در برابر زمانش وسر نوشت جامعه اش.وی خود یک(امام)است،یعنی یک نمونه مثالی،یک تیپ ایده آل برای زن ،یک (اسوه)یک (شاهد)برای هر زنی که می خواهد شده شدن خویش را خود انتخاب کند. 

فرازهایی ازکتاب فاطمه فاطمه است، دکتر شریعتی  

|+| نوشته شده توسط کار گروهی دانشجویان باستان شناسی زابل در چهارشنبه هفدهم خرداد 1385 ساعت 7:55 بعد از ظهر |

iran archaeology2
نور آبادسکه سلوکی
|+| نوشته شده توسط کار گروهی دانشجویان باستان شناسی زابل در سه شنبه شانزدهم خرداد 1385 ساعت 6:53 بعد از ظهر |

iran archaeology
گوهرتپهشوش
|+| نوشته شده توسط کار گروهی دانشجویان باستان شناسی زابل در سه شنبه شانزدهم خرداد 1385 ساعت 6:42 بعد از ظهر |

archaeology6
 www.archaeologie-online.de

سهم ایرانیان در تمدن جهان:

اکتشافاتی که در سالهای اخیر در سراسر ایران شده عقیده‌ی سابق علما و باستان شناسان را دایر بر اینکه قسمت عمده‌ی صنایع اولیه از تمدن ملل جلگه‌ی میان رودان گرفته شده نقض کرده است و امروزه تصور قوی می رود که تمدن از فلات ایران روبه مغرب و جلگه‌ی میان رودان رفته باشد."گیریشمن" یاداور شده است که سکنه‌ی بدوی میان رودان همان نژاد و منشا سکنه‌ی‌فلات ایران می باشند .

"ثعالبی" در کتاب "اخبار ملوک الفرس" نکاتی را یاداور می گردد که کشفیات امروز گفته‌ی او را به اثبات می رساند. وی می نویسد:«حکومت ایران قدیمیترین حکومتهای عالم و سلطنت آن مملکت بادوام ترین سلطنتهاست و جمیع اختراعات مفید که موجب متمدن شدن نوع بشر است به پادشاهان ایران منسوب است». وی شیار زمین و گله داری و رمه بانی و قلعه سازی و بنای شهرها و وضع اصول داوری و عدالت و تعیین جشنها و صید و تعلیم جانوران و اختراع آلات موسیقی مانند چنگ را به پادشاهان ایران نسبت می دهد.

"آرتورپوپ" می نویسد: فنون کشاورزی و فلز کاری و مبانی اندیشه های دینی و فلسفی و نوشتن و علم اعداد و نجوم و ریاضی از سرزمینی که امروزه خاورمیانه خوانده می شود آغاز گشت و سرچشمه ی بسیاری از این امور فرهنگی از فلات ایران بوده . کشاورزی و صنایع پیوسته به آن یعنی کوزه گری و بافندگی از فلات ایران آغاز شده است. از چند جهت اساسی تمدن در این ناحیه از تمدن مصر دست کم پنج سده و ازتمدن هند بیش از هزار سال و از تمدن چین دو هزار سال پیش افتاد.هنر هدیه همیشگی ملت ایران به تاریخ جهان بوده است.

"آربری" در یک سخنرانی چنین می گوید:به نظر من مهمترین خدمت ایران خدماتی است که آن کشور برای لذت و بهره مندی از زندگی انجام داده است. ایرانیان وسایلی به بشر هدیه کرده که مرد و زن بتوانند با مسالمت با یکدیگر زیست کنند و تجارت از یک نقطه به نقطه ی دیگر جهان آزادانه جریان داشته باشد.صنعت، علم، طب ، شعر، نقاشی و موسیقی ، یعنی تمام چیزهایی که به زندگانی قدر و ارزش می دهد، هدیه ایران به جهان است.

"فون لوکوک" در کتاب گنجینه های مدفون در ترکستان چین ایرانیان را اولین ملت متمدن آسیا می خواند.

در کتاب "خلاصه عجایب " چنین آمده است:همه اقوام جهان ، برتری ایرانیان را اذعان داشتند خاصه در کمال دولت و تدابیر عالی جنگی و هنر رنگ آمیزی و تهیه غذا و ترکیب دارو و طرز پوشیدن جامه و مراقبت در نهادن هر چیزی به جای خود و شعر و قوت عقل و کمال پاکیزگی و درستکاری و ستایش که از پادشاهان خود می کردند، در همه ی این مسایل برتری ایرانیان بر اقوام جهان مسلم بود. تاریخ این قوم سرمشق کسانی است که پس از ایشان به نظم ممالک می پردازند.

"کریستی ویلسون" در کتاب تاریخ صنایع ایران می نویسد"در طرح صنایع ایران راهنمای تمام عالم بوده است. استعداد و پیشوایی ایران در عالم صنعت مورد تصدیق علما و اشخاص اهل فن می باشد. صنعت ،اساسی ترین فعالیت قوم ایرانی و گران بهاترین خدمت آنها به تمدن جهان است.

"امیل گروسه" می نویسد: ایران حق بزرگی به گردن بشریت دارد زیرا به گواهی تاریخ، ایران با فرهنگ نیرومند و ظریفی که در طی قرون به وجود آورده وسیله ی تفاهم و توافق و هماهنگی را در میان ملل ایجاد کرده است.شعرای ایرانی جهانی را بهره مند ساخته اند. عرفای ایران همان قدر قلب یک مسیحی را به تپش در می آورند که دل یک برهمن را؛ و به همین دلیل تعلق به تمامی بشریت دارند.

همه گمان می بردند که پیل الکتریکی را نخستین بار دانشمند ایتالیایی لوییجی گالوانی در سال1786 اختراع کرد. چقدر مایه تعجب است که وقتی می بینیم اتفاقا گالوانی برای ساختن پیل ، همان فلزهایی را استفاده کرده که 1800 سال پیش از وی ایرانیان برای ساختن پیل به کار برده بودند. اشکانیان از اتصال این پیلها به یکدیگر مقدار قابل توجهی نیروی برق به دست می آوردند.

اختراع "خط قاطع" که ابوالوفا قطر  ظل می خواندرا بر خلاف واقع به کوپر نیک نسبت داده اند.

بیشتر فرضیه های "هویگنس"، نیوتن و دکارت در باره ی فرضیه نور و انعکاس و انکسار آن ، از ابن سینا و ابن هیثم و ابوالحسن فارسی ست .

در سال 1585 ریاضیدان بلژیکی به نام سیمون استون کتابی منتشر کرد که در آن کسور دهدهی (اعشاری) کاملا تشریح شده بود.مورخین ریاضیات فکر می کردند این کتاب اولین شرح این کسور است ولی در سال 1948 پل لوکی که از دانشمندان آلمانی بود اعلام کرد که یکسد و شست سال پیش از استوین ، در شهر سمرقند کتابی توسط "غیاث الدین جمشید کاشانی"به نام مفتاح الحساب نوشته شده که در آن کتاب تعریف و کاربرد کسور دهدهی بیان گشته.

دو جمله ای نیوتن و مثلث پاسکال بیش از چهار قرن پیش از این دو دانشمند توسط خیام کشف شده است . در یکی از همایشهای جهانی تاریخ علوم که در رم بر پا گردید، دانشمندان به این امر اشاره کردند و روزنفلد از استادان دانشگاه مسکو پیشنهادی درباره ی تغییر نام دو جمله ای نیوتن و مثلث پاسکال به نام "دوجمله ای خیام" و "مثلث خیام"به همایش تقدیم داشت.

با تذکراتی که ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه می دهد معلوم می شود که بدون شک ابوریحان بیرونی نقشه ی مرکاتور را که مبنای تسطیح استوانی است اختراع کرده و چون مرکاتور چند قرن بعد از بیرونی پا به عرصه ی حیات نهاده ، لذا حق اینست که تسطیح استوانی را ما ایرانیان "تسطیح بیرونی " بنامیم نه تسطیح مرکاتور.

 به نقل از:aryana2500.blogfa.com/8408.aspx

جشن آبانگان

روز دهم آبان زرتشتی برابر با ۴ آبان خورشيدی که آبان روز نام دارد و بنام آب و فرشته آب است جشن آبانگان می باشد .آب که آبان جمع آنست در اوستا و پهلوی آپ و در سانسکريت  آپه می باشد اين عنصر مانند عناصر ديگر آتش و هوا و خاک در آيين ايران قديم مقدس است و آلودن آن گناه می باشد و برای هر يک از آنها فرشته مخصوصی تعيين شده . و ايرانيان اين عناصر چهارگانه را  که اساس اوليه حيات است می ستودند(نيايش نمی کردند ستايش ميکردند) و امروز نيز زرتشتيان آنها را پاک می دانند و مانند سابق و بنام فرشته هر يک آنها را می ستايند ((بسرچشمه آب درود می فرستيم به کوههايی که از بالای آن آب جاريست درود می فرستيم بدرياچه ها و استخرها درود می فرستيم)).به احترام فرشته آب آبها را پاک نگه می داشتند .نگهبانی آب با فرشته مقدس خرداد است علاوه بر او دو فرشته مقدس ديگر يکی به نام اپام نپات و ديگری آناهيتا  نگهبان آب می باشند . يکی از قصائد دلکش  اوستا آبان يشت نام دارد که از جلال و عظمت آناهيتا يا همان ناهيد گفتگو می کند. در خرده اوستا نيايش چهارم موسوم است به آبان نيايش  يا آبزور . اين نيايش را که از آبان يشت  استخراج شده موقعی که در کنار جويبار و آبشار و سرچشمه آب  باشند می سرايند  همچنين در جشن آبانگان نيز خوانده می شود و چون فرشته آب ناهيد مونث است او را بانو هم می گويند.در جشن آبانگان پارسيان خصوصا زنان در کنار دريا  يا کنار رود  فرشته آب را نيايش می کنند .ايرانيان  به خاطر تقدسی که برای آب قائل بودند هيچوقت آنرا آلوده نمی کردند و آبی را که يکی از اوصاف سه گانه اش رنگ و بو و مزه  تغيير می يافت برای آشاميدن شستشو و غيره  بکار نمی بردند . هردوت می گويد ((ايرانيان در ميان آب ادرار نمی کنند آب دهان نمی اندازند و در آن دست نمی شويند)) استرابون جغرافی نويس يونانی گويد ((ايرانيان در آب جاری خود را شستشو نمی دهند در آن لاشه و مردار نمی اندازند و عموما آنچه ناپاک است در ميان آن نمی ريزند)).(مقايسه کنيد با جويهای امروز تهران و وضع کنونی دريای مازندران و....صد افسوس)خلاصه اينکه جشن آبانگان بنام آب و فرشته آب است ايرانيان در اين روز کنار  چشمه و آب می رفتند و آب نيايش و سرودهای  دينی را می خواندند و شادی می کردند و برای اين نعمت بزرگ اهورايی که برای آشاميدن  و نظافت و رشد و نمو نباتات و رفع ساير نيازها می باشد سپاس خدا را بجا می آوردند.ابوريحان در صفحه ۲۵۴ ترجمه آثار الباقيه می نويسد :آبان ماه روز دهم آن آبان است و آن عيدی است که بواسطه توافق دو اسم آبانگان گويند در اين روز زو پسر تهماسب (از سلسله پيشداديان )بپادشاهی رسيد و مردم را به کندن نهرها و تعمير آنها امر کرد و در اين روز بکشورهای هفت گانه خبر رسيد که فريدون ضحاک را  اسير کرده و خود به پادشاهی رسيده و بمردم دستور داده است دوباره خانه و زندگی خود را  مالک شوند و خود را صاحب خانه بنامند و خودش نيز بخانه و خانواده خود فرمانروا شد پس از آنکه همه ايرانی ها در عهد ضحاک بی خانه و زندگی بودند. جشن آبانگان بر تمامی ايرانيان فرخنده باد .

 به نقل از:aryana2500.blogfa.com/8408.aspx

تذکر:

مطالب این قسمت به خاطر اظهار نظرهای سیاسی و غیر اصولی گزینش گردیده است.

|+| نوشته شده توسط کار گروهی دانشجویان باستان شناسی زابل در سه شنبه شانزدهم خرداد 1385 ساعت 6:36 بعد از ظهر |

archaeology5
www.friendsofcolonialpemaquid.org
|+| نوشته شده توسط کار گروهی دانشجویان باستان شناسی زابل در سه شنبه شانزدهم خرداد 1385 ساعت 6:25 بعد از ظهر |

archaeology4
raysend.com
|+| نوشته شده توسط کار گروهی دانشجویان باستان شناسی زابل در سه شنبه شانزدهم خرداد 1385 ساعت 6:22 بعد از ظهر |

archaeology2
Archaeologists are rediscovering the lives of ancient people of the Gulf coast, the towns of early colonists, and remnants of historic Mobile beneath the streets of the modern city. Explore our website to see what the Center for Archaeological Studies has unearthed
|+| نوشته شده توسط کار گروهی دانشجویان باستان شناسی زابل در سه شنبه شانزدهم خرداد 1385 ساعت 6:13 بعد از ظهر |

archeology
|+| نوشته شده توسط کار گروهی دانشجویان باستان شناسی زابل در سه شنبه شانزدهم خرداد 1385 ساعت 6:11 بعد از ظهر |

archaeology3
www.vkrp.org 

Human Prehistory: An Exhibition

 

The evolution of Human Species followed different stages beginning with the Australopethicus and continuing with homo habilis, homo erectus and homo sapiens. The last stages include those people who lived thousands of years ago in the Palaeolithic and Neolithic Age and are the immediate ancestors of modern man. The discovery of the evolution of man is attributed to two scientists of the 19th century: Sir Charles Lyell and Charles Darwin.

D. I. Loizos, 1996-2003

تکامل نوع انسانها مراحل گوناگونی را طی می کند که آغاز آن بااسترالوپیته کوس که با هومو(جانورانی که انسان نیز جز آن می شود)هابیلیز(انسانهای ملبس)،هوموارکتوس وهومواسپینز(انسان خردمند)تداوم می یابد.آخرین مرحله شامل مردمانی  می شود که هزاران سال پیش در عصر PalaeolithicوNeolithicزندگی می کرده که بی شک آنان اجدادانسانهای امروزی هستند.تحقیقات قابل استناد در قرن ۱۸توسط دودانشمند به نامهای سر چارز لییل وچارز داروین انجام گرفته است.

ترجمه دست و پا شکسته از :ر.عابدی

SIR CHARLES LYELL & PROF. T. H. HUXLEY

Sir Charles Lyell

T. H. Huxley


Sir Charles Lyell (1797-1875) was a British geologist. In his Principles of Geology (3 volumes, 1830-33), Lyell conclusively showed that the earth was very old and had changed its form slowly, mainly from conditions such as erosion. Lyell was able to date the ages of rocks by using fossils embedded in the stone as time indicators. Charles Darwin made use of Lyell's data on fossils for his theory of evolution. Lyell himself had believed that the various species of plants and animals had remained unchanged since they were created. When confronted with Darwin's findings, he admitted "I now realize I have been looking down the wrong road." He became one of Darwin's strongest supporters. Lyell was born in Scotland. He studied geology at Oxford University and traveled on several geological expeditions in Europe and North America.

But the first and one of the strongest supporters of Darwin's theory was Thomas Henry Huxley (1825-1895). A British anatomist and physical anthropologist, Huxley became the foremost advocate of the Darwinian theory and he was often called 'Darwin's bulldog'. In his book Evidence as to Man's Place in Nature (1863) offered proof for Darwin's thesis of natural selection. He was Professor of the Royal College of Surgeons and President of the Royal Society.

CHARLES DARWIN

Charles Darwin

Darwin Caricature



Charles Darwin (1809-1882) was an an English naturalist whose theory of evolution is one of the greatest contributions ever made to science. Darwin stated this theory in his book The Origin of Species (1859). In another book called The Descent of Man (1871 ) he applied his theory to the evolution of man from a primitive monkey-like animal. Both books aroused world-wide controversy. Many considered them to be offensive, atheistic, blasphemous and Darwin's caricatures were published in magazines. Although later research has modified or disproved some of Darwin's findings, scientists still accept his basic ideas.

Darwin was born in Shrewsbury and his father was a physician. As a youth Darwin was interested in all living things. He read all the books on geology and biology he could find and collected plant and animal specimens, including fossils. In 1825 he began medical studies at the University of Edinburgh but gave them up after two years. In 1828 he entered Cambridge University to study theology getting a degree in 1831. He eventually obtained a post as unpaid naturalist aboard the surveying ship H.M.S. Beagle.

In 1831 the Beagle left on a five-year voyage to South American and Australian waters. During this time Darwin observed and studied in many remote regions of the world. He collected great numbers of plant and animal specimens. From detailed notes of his observations he began to develop the theory that was to make him famous. When he returned to England Darwin began studying and investigating nature. In 1844 Darwin began to compile his greatest contribution, Origin of Species, in which he proposed his theory of natural selection. All life, he said, is a continuous struggle in which only the fittest can survive. In this period Darwin discovered that the idea of natural selection was not exclusively his. Alfred Russel Wallace ( 1823-1913 ), a young naturalist, had developed similar ideas in an essay called "On the Tendency of Varieties to Depart Independently from the Original Type." Wallace sent this paper to Darwin for an opinion. Darwin took Wallace's manuscript to a friend, Sir Charles Lyell, who decided that both Wallace's and Darwin's ideas should be presented at the same time. On July 1,1858, both papers were read at a meeting of the Linnaean Society of London.

After publication of Origin of Species in 1859, Darwin continued to write on botany, geology, and zoology until his death in 1882. He is buried in Westminster Abbey.

به نقل از سایت:http://users.hol.gr/~dilos/prehis.htm

|+| نوشته شده توسط کار گروهی دانشجویان باستان شناسی زابل در سه شنبه شانزدهم خرداد 1385 ساعت 6:7 بعد از ظهر |