|
منوی اصلی
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
هفته چهارم شهریور 1387
هفته چهارم خرداد 1387 هفته سوم خرداد 1387 هفته دوم خرداد 1387 هفته سوم دی 1386 هفته دوم دی 1386 هفته اوّل دی 1386 هفته چهارم آذر 1386 هفته دوم آذر 1386 هفته دوم آبان 1386 هفته اوّل مهر 1386 هفته دوم اردیبهشت 1386 هفته دوم اسفند 1385 هفته اوّل اسفند 1385 هفته چهارم بهمن 1385 هفته سوم بهمن 1385 هفته سوم دی 1385 هفته اوّل دی 1385 هفته چهارم آذر 1385 هفته سوم آذر 1385 هفته چهارم آبان 1385 هفته سوم آبان 1385 هفته دوم آبان 1385 هفته سوم مهر 1385 هفته دوم مهر 1385 هفته اوّل مهر 1385 هفته دوم شهریور 1385 هفته چهارم مرداد 1385 هفته دوم مرداد 1385 هفته چهارم تیر 1385 هفته سوم تیر 1385 هفته اوّل تیر 1385 هفته سوم خرداد 1385 هفته دوم خرداد 1385 هفته اوّل خرداد 1385 هفته دوم اردیبهشت 1385 هفته چهارم فروردین 1380 آرشیو موضوعی
جستجو
پیوندها
ایران شناسی فرانسه
یک محقق باستان شناسی 84 استاد بهبودی گل آقا tandismehr روزنامه شرق روزنامه ایران دکتر علی شریعتی دکتر عبدالکریم سروش سایت تخصصی معماری سینما انجمن شاعران ایران فروغ فرخ زاد مجله بخارا صادق هدایت هوشنگ گلشیری پژوهشکده مرمت بشنوید از زبان جیرفتی ها میراث فرهنگی استان سیستان وبلوچستان نشریه طنز شیق(دانشگاه زابل) یک عکاس دانشنامه فرهنگ لغت انگلیسی گردشگری زنان هستیا زنستان زنان ایران خانه هنرمندان ایران سمرقند [تاریخ باستان + اسلام] :: قالب ساز :: پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
کوچه پس کوچه های باستان شناسی
اهالی باستان شناس غار باساني كرفتو
|+| نوشته شده توسط کار گروهی دانشجویان باستان شناسی زابل در چهارشنبه بیستم دی 1385 ساعت 5:58 بعد از ظهر
تپه باستاني زيويه
|+| نوشته شده توسط کار گروهی دانشجویان باستان شناسی زابل در چهارشنبه بیستم دی 1385 ساعت 5:55 بعد از ظهر
گروه باستان شناسی دانشکده ادبیات وعلوم انسانی......دانشگاه تهران
تنها يك سال پس از تاسيس دانشگاه تهران ، يعني در سال 1314 ، رشته باستان شناسي در دانشكده ادبيات دائر و بدين ترتيب تدرس علمي باستان شناسي در ايران آغاز شد . . بدين ترتيب زمينه ساماندهي پژوهشهاي باستان شناختي و اداره عملي آن در سطح كشور به وسيله فارغ التحصيلان ايراني رشته باستان شناسي دانشگاه تهران فراهم آمد . باستان شناسي با دستيابي به راه حلهايي كه انسان گذشته براي مسائل گوناگون يافته بود به ما امكان مي دهد تا به كمك ابزار نوين كارآمد ترين پاسخ ها را براي مسائل مشابه امروزي بيابيم . تعداد دانشجويان اين گروه : كارشناسي : 192 نفر كارشناسي ارشد : 61 نفر دكتري : 32 نفر
دروس مقطع کارشناسي
دروس پايه (16 واحد ) تاریخچه علم باستانشناسی بررسی تمدن های باستانی از نظر قرآن کریم جغرافیای تاریخی ایران اصول ومبانی انسان شناسی اسطوره شناسی تاریخ هنر از باستان تا آغاز اسلام حفظ آثار باستانی
دروس اختصاصي(اجباري) 90 واحد استخوان شناسی باستان شناسی پیش از تاریخ ایران ایران در آغاز شهر نشینی باستانشناسی ایلام دوره تاریخی باستانشناسی ایران در هزاره قبل از میلاد باستانشناسی ماد و هخامنشی پیش از تاریخ بین النهرین باستان سنجی 1 صدر اسلام باستانشناسی و هنر تاریخ هنر خاور دور بین النهرین در دوران تاریخی باستان سنجی 2 حفاظت اشیاء باستانی روش کاوش و بررسی آثار باستانی سکه شناسی فلز کاری در دوران اسلامی کتاب آرائی باستانشناسي اشکانيان تاریخ هنر قلمرو غربی اسلام تاریخ هنر نقاشی در ایران تکنیک و هنر سفالگری خواندن خطوط و کتیبه های اسلامی باستانشناسی ساسانی شناخت تابلت و مهرها باستانشناسی و هنر اسلامی قرن 5 تا 9 هنر یونان و روم خطوط باستانی ایران طراحی فنی بررسی آثار تاریخی ایران اسلامی طبقه بندی سفال کاوش در محل باستان شناسی و هنر اسلامی قرن ده تا عصر حاضر باستان شناسی و هنر اسلامی سرزمین های اسلامی خواندن متون باستانی به زبان خارجی موزه داری باستان شناسی آسیای صغیر
دروس اختصاصي (اختياري) 13 واحد
فرهنگ ایران باستان فرهنگ تمدن از مغول تا صفویه هنر و تمدن صفوی هنر در دوره رنسانس فرهنگ و تمدن ساسانی باستان شناسی و هنر هند باستان شناسی هخامنشی(اجباری) باستان شناسی ما قبل تاریخ بین النهرین(اجباری) بررسی سیر تحول خطوط و کتیبه های اسلامی(اختیاری) باستان شناسی و هنر صدر اسلام(اجباری) بررسی فرهنگ و هنر مشرق زمین(اختیاری) روش کاوش(اختیاری) موزه داری (اختیاری) باستان شناسی اشکانی(اجباری) باستان شناسی ساسانی(اجباری) باستان شناسی و هنر اسلامی از قرن 5 تا 9(اجباری) باستان شناسی و هنر اسلامی از قرن 10 تا عصر حاضر(اجباری) هنرهای کاربردی(اجباری) باستان شناسی ماد(اجباری) باستان شناسی یونان و روم(اختیاری) باستان شناسی آسیای صغیر(اجباری) باستان شناسی پیش از تاریخ ایران(اجباری) باستان شناسی ایلام(اختیاری) روش تحقیق(اختیاری) رساله و پایان نامه(اجباری) از دروس فوق دانشجویان کارشناسی ارشد باید با رساله 32 واحد انتخاب نمایند. توضیح : دانشجویان از بین دروس ردیف 10 و 11 که به عنوان دروس اجباری می باشند ؛ می توانند یکی را انتخاب نمایند.
مدير گروه خانم دكتر هايده لاله
|+| نوشته شده توسط کار گروهی دانشجویان باستان شناسی زابل در چهارشنبه بیستم دی 1385 ساعت 5:37 بعد از ظهر
پژوهشگران سناریا فرداد فر و شاهین آریامنش
|
|
|
تاريخچه |
انارک، یکی از بخشهای شهرستان نائین است که در شرق استان اصفهان واقع شده است. احتمالاً این شهر در زمان ساسانیان، واحهای بر سر راه معدن نقره نخلک بوده است. دورههای پس از آن، یعنی در زمانی که دیگر معدن نخلک به معادن متروک بدل گشته بود، انارک یک شهر ارتباطی بین جنوب و مرکز به شمال ایران به شمار میآید، خط سیری که از نائین شروع و به انارک، خور، طبس و سپس مشهد منتهی میشود.
بنای اولین خشت انارک را به اعتبار سخنی منقول، به زمان شاه عباس منسوب میدارند.
تنها سند معتبر راجع به ساخت و سازهای انارک , نامه میرزا تقی خان امیرکبیر مبنی بر پرداخت وجهی برای ساخت قلعهای به منظور تأمین امنیت محل از دستبرد راهزنان خطاب به کدخدایان انارک میباشد.
بقایای برج و بارو، در و دروازه، کوچه و پسکوچههای باریک و پرپیچ و خم این شهر نشان از اندیشة امنیتی- دفاعی در ساخت بافت شهر دارد. این مجموعه شامل کاروانسرا، مسجد جامع، حمام، حسینیه و خانههای مسکونی است که هریک با بهره گیری از معماری سنتی ساخته شده اند. کالبد قدیمی انارک، شامل هفت محله است که بر اساس وضعیت طبقاتی، موقعیت مکانی و کاربری محلات نامگذاری شده است و شامل محلات بیابانک، بیک علی، حصار، عرب ها، سراب، قافله گاه و جوباره میگردد. بادگیرهای بلند و زیبا، صفههای دلنشین، رسمی بندیها و تزئینهای آجرکاری، فضاهای داخلی و خارجیِ بناها را مزین نموده اند.
در زمان شاه اسماعيل صفوي، عبورحكمران طبس امير شيردم به اتفاق نوكرش و راهنمايش (پيرمردي از بيابانك) هنگام رفتن به اردبيل در تابستان از انارك مي باشد. در آن زمان براي رفتن از بيابانك به اصفهان راه انارك بيش از راه نائين آب داشته و خنك تر بوده است.
در انارك از پشم شتر جاجيم خوب مي بافته اند و انارك داراي بادگيرهاي چهار طرفه مرتفع و آب انبارهائي بزرگ بوده و نيز در صحرا هاي انارك گورخرهاي زيادي زندگي مي كرده اند.
ازكتاب ايران و بابر (انتشارات زرين، نوشته ويليام ارسكين، ترجمه ذبيح اله منصوري، تيراژ 5000 جلد، زمستان 1366، چاپ ارژنگ، چاپ ششم)
انارک کوچک ترین شهر استان ولی بزرگ ترین بخش ایران می باشد . دارای یکی از زیباترین آسمان های شب و منطقه ای بسیار جذاب و مناسب برای شروع کویر نوردی است.
انارک شامل معادن بسیاری از جمله معدن سرب نخلک می باشد و می گویند در انارک هر نوع ماده معدنی را می توان یافت.
قابل ذکر است که دومین فرودگاه هواپیمائی کشوری استان اصفهان در انارک می باشد.
فعلاً انارک شامل مساجد به اسامی جامع، حاج محمدرضا ، زکریا و یک حسینیه می باشد.
انارک قدیم: راه قدیمی مال رو شتران انارک به ورامین شامل 11 منزل به ترتیب زیر بوده است :
انارک به عشین (6 فرسخ)، عشین به گوهر (7 فرسخ)، گوهر به بوالعظیم (4 فرسخ)، بوالعظیم به چاه شور حاج امین (4 فرسخ)، چاه شور به سفیدآب (7 فرسخ)، سفیدآب به قیلاقه (7 فرسخ)، قیلاقه به باباهماد (4 فرسخ)، باباهماد به کریم خانی (6 فرسخ)، کریم خانی به حصار حسن بیگ (4 فرسخ)، حسن بیگ به قهوه خانه کویر (4 فرسخ) و کویر به ورامین (4 فرسخ) مجموعاً 57 فرسخ
هنگام ناامنی منازل مورد تاخت و تاز یاغیان و دزدان بوده است به طوری که ملا حیدر انارکی گفته است :
هرآن کس بارتهران را بگیرد امیدوارم جلودارش بمیرد
تمام منازل حالی به حالی سفید وقیلاقه آتش بگیرد
(توضیح این که در هنگام حمله تلفات بالا و دو منزل ذکر شده از بقیه نا امن تر بوده است و توصیه به نرفتن می باشد.)
هم چنین:
فلک ویران شوی ویرانه کردی انارک را همه غم خانه کردی
به بالاخانه هابستی صف جنگ پی خونریزی خلق کردی آهنگ
و از دیگر شعر های فکاهی این شاعر اناركي:
الاغ جعفرمعصوم بس که هشیار است ز روی صاحب خویش آن الاغ بیزار است
نه کاه و نه جوی می دهد به آن حیوان ز گشنگی نظرش سوی کاه دیوار است
در سده قبل انارک دارای یک آسیاب بادی (اهر وا به زبان محلی که فقط تلی خاک از آن به جا مانده و در حدود یک کیلومتری جاده انارک بیدچاه بوده است)، چهار آسیاب گاوی (یکی از آنها در محل منزل مرحوم عظیمی اناركي) و 14 دکان رنگرزی نخ بوده است.
از هفت محله قدیمی انارک محله ی عرب ها از بین رفته است و محل ایلیاتی ها جایگاه استراحت قافله ها بوده است.
بناي اولين خشت «انارك» را به «محمد پهلوان» نسبت ميدهند؛ كه به اعتبار سخني منقول، در زمان شاه عباس اول ميزيسته است. نه زندگيش را اثري، و نه مرگش را نشانهايست. در نسلها، تحليل رفته؛ و افسانههايش، در شعاع آبادي، سايهافكن شده است. پيران، از او با حرارت سخن ميگويند؛ و كودكان و نوجوانان، با اشتياق، به قصههايي كه از او نقل ميشود گوش ميدهند.
از برج و بارو، و در و دروازههايش، پيداست كه روزگار چندان خوشي را پشت سر ننهاده است. چشم طمع ياغيان، همواره به دنبالش بوده؛ و خاكش، گاه و بيگاه، لگد كوب غارتگرانِ تفنگ به دوش، گرديده است. كوچه و پس كوچههاي باريك و پر پيچ و خم آن، از سواران «نايب حسين كاشي» و دار و دستة «علي وراميني» سخن ياد ميكند؛ و دندانة هر برج و روزنة شيب دار هر سنگرش، ياد دفاع دليرانة «نايب علي» و تفنگچيان جسور بومي را، زنده ميسازد.
بيابانش، مستعد روئيدن انواع گياهان دارويي است. اگر ترسال باشد زمين، يگ پارچه، گل و گياه ميشود؛ و فضا را عطرآگين ميسازد.
نام محلي آن «نارُسّينَه» است كه تنها بر زبان اهالي، جاري ميشود.
وِه پا تاوِل، وِ دَسُّم پينَه داري هيوايي خاكي نارُسّينَه داري
از ديوار گلي و كنگره دار دورِ آبادي، بيش از چند صد متري، بجا نمانده است؛ كه هنوز، بر سينة خود، زخم گلوله هاي سواران مهاجم «نائب حسين» را التيام نيافته، حفظ ميكند.
برج كوه «ناصر»ش به همت جوانان غيرتمند آبادي، تعمير شده؛ و دو برج ديگر، ساكت و خاموش، سيلي خور رگبار بهاري، و بازيچة كودكان، بر جاي خويش مانده است. تا سند گويايي بر اطاعت اهالي، از فرمان شادروان «ميرزا تقي خان اميركبير» باشد؛ كه در محرم 1267 با خط خود، نامهاي خطاب به ريش سفيدان انارك، نوشته؛ و آنها را متوجه مسئوليت خويش، در تعبية قلعه، كرده است كه متن آن در ذيل ميآيد .
عاليشانان، كدخدايان و ريش سفيدان انارك را مرقوم ميشود. شما متقبل و متعهد شده بوديد كه مبلغ پانصد تومان از ديوان همايون گرفته در آنجا قلعه تعبيه نماييد و حكم شده بود كه نوكر جمّازه سوار، به عاليجاه ميرزا حسين خان بدهيد از قراري كه معلوم و مذكور ميشود. وجه مسطور را از عاليجاه شيخ عليخان نايب الحكومه گرفتهايد. معذالك قلعه را تا حال نساختهايد. و نوكر جمّاز سوار هم به عاليجاه مشاراليه ندادهايد. بالصراحه به شما مينويسم كه به رسيدن همين نوشته اگر قلعه را نساختيد؛ و نوكر مذكور را نداديد محصّل شديد از جانب ديوان همايون مأمور شده آمده و شما را تنبيه و تأديب كرده وجه مذكور را بالمضاعف، از شما خواهد گرفت و مورد سياست خواهيد گشت. البته در تعبيه قلعه و دادن نوكر تعلل و تساهل نورزيد. ما را چه كم شود؟
حرّر في شهر محرم الحرام 1267
پيرامون انارك را، از سمت شمال و شمال غربي، يك رشته كوه احاطه كرده؛ كه قلة «دَرَنجيل» يا «دَرَنجير» در فاصلة شش كيلو متري، بلندترين آنهاست.
انارك، اين حاشيه نشين كوير، هوايي گرم و خشك دارد. شدت تبخيرش فراوان، و اختلاف درجه حرارت شب و روزش، در فصول مختلف محسوس ميباشد. رطوبت نسبيش، بسيار كم، بارندگيش، اندك و تابستانش، بي باران و طولانيست؛ اما شبهاي فراموش ناشدني دارد. از ابتداي شب، نسيم ملايم شبانه، همچنان ميوزد؛ و به تن خسته، پس از گرماي روز، آرامش ميبخشد.
بافت قدیم شهر:
مردم، براي گريز از گرما، به اتاقهاي بادگير دار، پناه ميبرند؛ كه در بافت قديم آبادي، تعدادشان، بسيار زياد است؛ و در بافت جديد، اثري از آنها نيست.
از شواهد چنين پيداست كه نخستين مهاجرت به انارك در عصر صفويه صورت گرفته باشد .دامداران و شتربانان كه از مراتع سرسبز منطقه تنها در فصولي از سال استفاده مي كردند براي هميشه در اينجا ساكن شدند . اين سكونت اختياري و در پاره اي از موارد اجباري بود دور بودن از مركز قدرت و منازعات محلي و منطقه اي راه را براي مهاجرت كساني كه آرامش طلب بودند و سعي در كنار كشيدن خويش از اين كشمكش ها داشتند هموار ساخت اينها حاشيه كوير را بهترين مامن براي زيستن دانسته به آغوش آن پناه جستند و از طريق دامداري و شترباني وصيد و نه از طريق زراعت كه به هيچ وجه امكاناتش فراهم نبود به گذران زندگي پرداختند.
خانه سازي را از محدوده چشمه آب شيرين شروع كردند و از سه جهت به توسعه آن پرداختند و يك جهت را كه هموارتر بود و زير پاي چشمه قرار داشت براي احداث باغ و باغچه ، درنظر گرفتند .براي انجام فرايض ديني خود در كنار چشمه اطاقكي از خشت خام و گل بر پا داشته نامش را مسجد ذكريا نهادند.اما اين مسجد با فضاي محدود خود جوابگوي جمعيتي كه هر روز فزوني مي گرفت نبودبه ناچار دست به كار تسطيح زمين ناهموار و صخره اي جانب شمال غرب چشمه شدند از معماران و مهندسين صاحب نام ياري طلبيدند كوره هاي آجر پزي را ددر گوشه وكنار آبادي به كار انداختند و ساختمان مسجد حاج محمد رضا را آغاز كردند .از قديمي ترين ماخذي كه در باره پيشينه انارك مي توان نام برد محراب همين مسجد است كه بر روي آن ابياتي گچ بري شده وجود داشت و تاريخ اتمام مسجد را به سال 1181هجري قمري نشان مي داد.اين گچ بري زيبا و با ارزش را دست تغافل ابناي روزگار در اوايل دهه 1360 خورشيدي به نابودي كشاندو دوستداران هنر و علاقمندان به ميراث ادب و فرهنگ گذشتگان را براي هميشه از لذت ديدار ان محروم كرد .
بدون ترديد اين مسجد كه با ظرافتي خاص در كنار چشمه آب بنا شده و هنوز هم در مراسم مختلف از آن استفاده مي شودبي آنكه حاضران از نظر جا در تنگنا باشند- يادگار دوره شكوفايي و آباداني انارك است .سال پايان پذيري ساختمان مسجد با اوايل حكومت كريم خان زند تقارن دارد. خان زند پس از مرگ نادر شاه با عليمردان خان بختياري و ابوالفتح خان در اصفهان حكومت سه گانه تشكيل داد . آنان از دودمان صفويه نوه شاه سلطان حسين را به نام شاه اسماعيل سوم به سلطنت نشاندند .پس از كشته شدن ابوالفتح خان حاكم اصفهان به دست عليمردان خان نايب السلطنه كريم خان طي جنگهاي بسيار مخالفان را از سر راه برداشته در 1187 هجري قمري شاه اسماعيل را از پادشاهي بر كنار كرد. و خود به عنوان وكيل الرعايا زمام امور را به دست گرفت .سال اتمام بناي مسجد حاج محمد رضا در انارك سه سال پس از عزل اين شاهزاده صفوي از سلطنت بوده كه ماده تاريخ آن در آخرين بيت شعر گچ بري شده بر محراب به صورت زير آمده است.
بهر تاريخش چنين ساقي جنت زد رقم باز ايزدش بيچون دهد (او را بهشت اندر جزا)
زمينش در شيب تند رشته كوهي كه از شمال شرق تا شمال غرب كشيده شده پر از تپه و ماهورهايي است كه در گويش محلي ( كولوت )ناميده مي شود .كلوت هايي كه در سالهاي پر باران ،هر بذر خشكيده و خفته در دل خاكشان جان مي گيرد و بوي خوش گلهاي آويشن ،درمنه ،و ديگر گياهان دارويي مشام جان را نوازش مي دهد.زيبايي چشم گير و مسحور كننده گلهاي بسيار ريز تنگس كه در بهمن ماه شكوفا مي شود همراه با رايحه تلخ بادام كوهي كه در اسفند ماه به گل مي نشيند آنچنان تاثيري در تماشگر طبيعت دارد كه هر گز فراموشش نمي شود.
برج ( حاج عبدالرحيم) و (پيرمردان ) كه اينك رو به ويراني ميرود همراه با حصار گنگره دار دور آبادي كه بيش از صد متري از آن به جا نمانده ولي هنوز بر سينه خود زخم گلوله هاي توپ (نايب حسين )را التيام نيافته حفظ مي كند گوياي روزگار نه چندان خوشي است كه انارك پشت سر نهاده است.
اسكار فن نيدر ماير آلماني كه در اوايل جنگ اول جهاني به سرپرستي هياتي تا مركز ايران نفوذ كرده و از آنجا به افغانستان مي رود در كتابي تحت عنوان (زير آفتاب سوزان ايران)ترجمه كيكاوس جهانداري چنين مي نويسد.
(انارك كه بين كوههاي صخره اي خدنگ و بي بار پناه گرفته بود در زمان گذشته اي نه چندان دور آبادي متمكني به شمار مي آمد كه عبور و مرور كاروانها-آنهم نه چندان كم -از آن انجام مي گرفت.خشك شدن چند رگه اصلي آب و دستبردهاي متعدد دزدان و راهزنان اندك اندك سكنه را از آنجا راند و امروز فقط چند تن از شبانان در آنجا اقامت دارند.در ميان اين آبادي كه روزگاري پيش به خوبي و سليقه ساخته شده ، در كنار ميدان بزرگي كاروانسرايی قرار داشت كه گردا گرد آن در شعاعي بزرگ كه ساير خانه ها كه قسمتي از آن ظاهرا متعلق به مردم چيز دار بود به چشم مي خورد فقط اين كاروانسرا مورد استفاده بود در حالي كه اغلب خانه هاي ديگر كه در حياط و پشت بامهاي آنها علف روييده بود غير مسكون مانده بود.بر فراز تمام بلنديها، دورتا دور، برجهاي ديده باني و استحكامات كوچكتر وجود داشت كه تقريبا تا تپه هاي دامنه هاي كوه پيش مي رفت و اين محل را كه خود به خود در اثر وضع طبيعي اشمحفوظ و محصور بود به قلعه اي كه به ا آساني قابل تسخير نبود بدل مي كرد بدون ترديد مردمي غني تر و فهميده تر به كار ساختن اين آبادي علاقمند بودهاند،آخر كوههاي اطراف آبادي به علت داشتن معادن غني شهرت داشته است.)دور و برش را مزارع داير و بايري فراگرفته است كه پراكنه اند و متروك ،هر حبه اش به كسي مي رسد و هر دانگ و نيم دانگش را به نام كسي مي خوانند از اين روي بي كس مانده اند و مهجور ،با قناتهاي خشكيده يا كور شده وخارج از توان و حوصله وارثان مالكان ديروزي.
نه يك كس تواند كه سازد دو كار كه آنرا پسندند ارباب هوش
دو كس نيز در يك عمل ضايعند كه ديگ شراكت نيايد به جوش
اولين اناركي از زواره ،اردكان و ديگر شهرهاي دور و نزديك آنهم نه در كوتاه زمان بلكه در طي ساليان دراز،روانه اين خطه شدند و ماندگار گرديدند .پاي باريكه آبي نشستند و در تامين معاش به تلاش برخاستند،در دل كوهها ،فراز تپه ها وزرفاي دره ها،هر جا كه جلوه گاه همتشان بود آزاد آزاد چونان پرنده اي كه عرصه گيتي قلمرو پرواز آنهاست به جستجو بر خاستند.
در اين كوير تفيده اول سراغ (آب)اين مظهر زندگي مادي را گرفتند تا نانشان مهيا گردد، تا بتوانن پيوند خويش را با خاك حفظ كنند.بيفشانند ،برويانند،خرمن كنند و انبار سازند تا ذخيره زمستانشان باشد.
از اين اجتماع در حال رشد ،جمعي به بيابان روانه شدند. در پهنه دشت دست نخورده منطقه هر جاكه نشاني از نم ونا بود از نگاه تيز بينشان پنهان نماند .به هر زحمتي كه بود قناتهارا كندند و پشته ها را بر داشتند و آب ذلال را ،تفاوتي نداشت شور باشد يا شيرين ،از دل زمين بر روي آن جاري ساختند.آنها زندگي ر ا از هيچ آغاز كردند با امكاناتي كه در همين حد بود اما سرمايه گرانقدر پشتكار و همت ،ضامن كار آنها بود و اين ضمانت ياريشان كرد تا به همه چيز از ديدگاه خودشان برسند و اين( همه چيز) را مصئون نگاه دارند.
آنها كه مردان خدا بودند ايمانشان را حفظ كردندمگر نه ساعات شب پس از تلاش روزانه ،در زير آسمان پر ستاره كوير ،خوشترين زمان راز ونياز كردن با خداوندگار است!در شب ،انسان شيفته تر مي شود و مظاهر زندگي مادي را از نظر دور ميسازد به آسمان كه مي نگرد عظمت خالق هستي را به ياد مي آورد و به خويشتن كه نظاره مي كند حقارت خويش را . و آنان كه اندوخته اي داشتند ، كوشيدند تا آن را، از گزند حوادث ، ايمن نگاه دارند.
طوايف مختلف ، از سادات ،عوام، و خواص، با سنن متفاوت ،يكي از زواره، و ديگري از اردكان ،يكي كشاورز، و ديگري شتر دار ،يكي در بهار، و ديگري در پاييز، در محدوده چشمه، رحل اقامت افكندند.نقطه تلاقيشان ، نقطه اتحاد و يگانگي شد.آنها با يكديگر قرار زيستن گذاشتند، خيلي زود، زبان يكديگر را فهميدند و به يكديگر، دست دوستي دادند ،آبشان، در يك جوي ، به جريان افتاد وگندمشان، دريك آسياب ،نرم شد .پاي ارادت ،از آستان يكديگر نكشيدند تا خصم برون و دشمن درون را،از ميان بر داشتند . و چه زود ،امكانات اين تفاهم ،فراهم شد.به زودي، سنت يك شد ،هدف، يكي شد،گويش ،يكي شد،همه ، يكي شدند تااناركي شدند و ماندند و زيستند تا ديگر بار، همان عواملي كه اجدادشان را، به دين سامان كشانده بود احفادشان را، از اين مكان ،كوچاند.
نايب حسين ، آمد ،وراميني ،آمد ،بلوچها، آمدند جنگ و قحطي و خشكسالي آمد و اينها، دسته دسته رفتندزيرا همه چيز غارت شده بود . نه امنيتي ،بود كه در پناه آن بتوان ، بي دغدغه زيست و نه ثروتي، كه بتوان آن را، به كار انداخت و از منافعش ،امورات خويش را گذراند.
عمده كار مردم ،انتقال مايحتاج ساكنان شهرهاي دور و نزديك ،از طريق كاروانان شتري بود كه صاحبانشان اناركي بودند (1)آنها، كالاهاي انگليسي را، كه در بندرهاي خليج فارس، مخصوصا در بوشهر ،تخليه مي گرديدو بعد به يزد آورده مي شد با كاروان هاي كوچك و بزرگ خود، به شمال مي بردند و رفاه و ثروت را، به آبادي بر ميگرداندند اما، در مسيرشان ، بخصوص در تنگه ها و دهانه ها چون دهانه ( لاريون) (2) و حوض (ابريشم) هميشه با خطر هجوم رازناني روبرو مي شدند كه از دور ترين استانهاي ايران ، خودرا به اين منطقه ، رسانده دست به دزدي و غارتگري مي زدند و ناامني را، حاكم بر محيط آرام آن ، مي كردند.
كوچيدن ، و به عبارت ديگر جلاي وطن ، هر چند برايشان ،تلخ و جانگداز بود،اما ناگزير ار انجام آن بودند.اين ، گناهشان نبود كهسرزمين پدري خويش را، با آن همه يادها و يادگارها، رها مي ساختند كه بشر براي حفظ آنچه را كه محترم مي شمارد چون اعتقادات دروني ، وآنچه را كه عزيز مي دارد چون خانواده بايد به تلاش بر خيزد.
اولين گروهشان ،به شاهرود و سمنان ميرود كه برايشان ، دو شهرآشنا و شناخته شدهاي است و ديگر گروه ها، بلاد كوچك وبزرگ ديگر را، در استانهاي مجاور، انتخاب مي كنند هر چند ،با مرور زمان ،اختلاط و آميزش آنها با طوايف ديگر ،بيشتر مي شود و اناركي بودنشان ، كم رنگ مي گردد ، بسيارندكساني كه در گوشه وكنارايران ،باآنكه سرزمين آباء و اجدادي خويش را نديده اند ،گويش محلي خويش را، كه مظهر قوميت و نشان وحدتشان است، حفظ كرده و به اولاد خويش ،آموزش دادهاند .
«انارك»، در دل بياباني وسيع، تنها افتاده است. سالهاست كه همچنان سنگيني بارِ بيآبيِ آزار دهندهاي را، بر دوش خويش كشيده، سوخته و ساخته است.
فاصلهاش تا نائين، نزديكترين همساية حاشيه نشينِ كويري او، هفتاد و پنج كيلو متر است؛ كه از بياباني هموار ميگذرد.
بلنديش از سطح دريا، هزار و دويست و بيست متر؛ و اختلاف ساعتش با تهران، پانزده دقيقه است. طول جغرافيائيش را، پنجاه و دو درجه و بيست و پنج دقيقه، و عرض آن را، سي و سه درجه و بيست و پنج دقيقه به حساب آوردهاند.
حول و حوش آن را، مزارع كوچك و بزرگي فرا گرفته است؛ كه پراكندهاند و متروك. هر حبهاش به كسي ميرسد؛ و هر دانگش را به نام مالكي ميخوانند. از اين روي، بيكس ماندهاست و مهجور. قناتهايشان، يا كور شده؛ يا خشكيدهاند و كسي را حوصله يا توان لايروبي و كار، در چنين مزارع اشتراكي نيست.
نامش، از نام ميوهاي ارزشمند، همانند نام دهها آبادي ديگر، چون نيستانك، بيابانك، بيدك، كوهك، كاريزك، حصارك، دشتك، كهريزك و انجيرك كه هريك، وجه تسمية بخصوصي دارند؛ و در گوشه و كنار ايران پراكندهاند، موجوديت يافته است.
قدمت يكي دو روستايش، بيش از خود آباديست. با برجي و قلعهاي؛ كه حكايت از گذشتهاي پر ماجرا دارند. يكي «معلاّ» است؛ كه در بهار و تابستان، ييلاق نشين گروهي خرده مالك ميباشد. آبي خوش دارد و زردآلويي خوشتر. سر سبز است و طرب انگيز. افتاده در شيب تند دامنهاي كه دو پهلويش را، قلّههاي سر به فلك كشيده احاطه كرده است؛ و خيلي زود خورشيد را، در پناه خود ميگيرند؛ و بر اطاقكهاي گلي و محقر، سايه ميگسترند. ديگري اَشين است؛ كه پسوند فاميل بسيار كسانيست كه اين آبادي، زادگاه اجداديشان بوده است. و اينك، بر فراز تپهاي، ديده به ره دوخته؛ تنهايي خويش را فرياد ميزند.
حوضها:
در زمانهاي گذشته، افرادي خيّر و نيكوكار، براي سيراب كردن تشنگان وادي كوير، و چوپانان و گوسفندانشان و ديگر افرادي كه يا ساكن اطراف بودهاند و يا رهگذراني كه به سمت و سويي ميرفتهاند، به نيت نذر يا خير خواهي، اقدام به حفر و ساختن حوضهايي، در مسير كاروانها ميكردند؛ كه از آب باران پر ميشد؛ و هنوز تعدادي از آنها پا بر جا و مورد استفاده است.
از اين حوضهاي ساخته شده در بيابان، ميتوان به نامهاي زير اشاره كرد:
ايسماعُلُن، پيَرجن، چَه شورة بالا، چَه شورة پايين، چَه گربه، حاج لطفي، حوضي ابريشُم، دو رَهي طالمسي، ديهِن لاريون، شيخ حسن، عَلِم حاجي باقري،
دهانه ها:
قسمت تنگ شدة راه بين دو كوه، يا دو تپه، يا مسير رودخانه را گويند كه به لهجة محلي «ديهِن» گفته ميشود. از دهانه هاي موجود، در منطقه، ميتوان به اسامي زير اشاره كرد:
مَحميد ـ قُطني ـ سُرخو ـ لاريون ـ تِنگو.
كالها:
كال، محوطهاي است كه در اثر فعل و انفعالات طبيعي، در كوه، يا تپه ايجاد ميشود؛ و سر پناه انسان يا گوسفندان ميگردد. از ميان كالهاي معروف، ميتوان اسامي زير را بر شمرد:
كال اسب ـ كال ديو ـ كال سياه چو ـ كال شيرينه ـ كال صفي اواي ـ كال عودُلحميد ـ كال علي عسكر ـ كال كافي ـ كال كبيرو ـ كال گرّ ـ كال ماستي ـ كال ممّد پهلوون (گربهاي) ـ كال نيسه ـ كال وَغّو.
كَنده (زاغه):
به فضايي سر پوشيده گفته ميشود؛ كه در دل تپهاي خاكي، يا زمين صاف، ايجاد ميشود؛ و سرپناه زمستاني گوسفندان و ديگر احشام است. كندههاي عمدة انارك عبارتند از:
اشين ـ حاج مهدي ـ حسن آقا ـ حسين رجايي ـ سيلچو ـ شمسي ـ قربون اَواي ـ ممّد فريدوني ـ مير سيد علي.
گدار ها:
گدار يا گذار يا گذاره، در لغت، به معني محل عبور و گذر و معبر است؛
و گذرگاه ميان كوير، باتلاق و رودخانه را نيز ميگويند. بيگدار به آب زدن: بياحتياط به كاري قيام كردن است. از گدارهاي معروف منطقه، به اسامي زير ميتوان اشاره كرد:
اُلّو ـ اُشتُر مَرتَه ـ ويياونَك، بِندي زرد، پازناو، پَتيار، تِنگي لونَه، تيرتيلِنگو، چَه پيلِنگ، خُلخ، خُلي، خيريتي، زِنجيرگَه، شورَچّه، سِنگ بُر، سَوزَچّه، سياكُه، زيلي گاو، خَربيزَهاي، سيبَرز، قوچو، مِسكِني، مزرا حاج مهدي، معراجي، قدير، ميحلاّ، هيزُم چَه، يَشم، پيوك، كُنجي چِمبه.
هيمادها
هيماد، تپه يا پشتة بلند بر آمده از زمين را گويند. از اين نمونه، اسامي زير
را ميتوان نام برد:
تنگزي ـ دراز ـ پوزَگَه ـ مورچه چو ـ گازرو ـ گورة خراساني ـ دمبي عظيم.عَلِم صدراَواي ، كُتُل، طيويله، مَمّد اَواي ، ميهندس اكبري، عظيمي، پور ايسماعِل مؤمن، ميشجّري، عباسي، حاج ممّد رحيم، مزرا حاج مهدي و حوضي كيوير جندق كه «سون هِدين» سياح اروپايي، در كتاب خود به نام «كويرهاي ايران» به آن اشارهاي دارد. او مينويسد:
مصالح ساختماني حوض حاشية كوير جندق را، در سال 1901 مردي از انارك وقف كرده است.
مزارع اطراف انارك :
- اسماعيلان و محمدآباد در فاصله ۶كيلومتري جنوب شهر انارك داراي ۹ خانوار سكنه با جمعيتي بالغ بر۲۵ نفر
محصولات كشاورزي : جو – انار – پسته
- پيوك در فاصله ۶ كيلومتري شرق انارك واقع شده و داراي دو خانوار سكنه مي باشد.
محصولات كشاورزي چنداني ندارد ولي خوش آب و هوا مي باشد.
- علم صدرآباد و علم حاج باقري در فاصله ۲۴ كيلومتري محورانارك – چوپانان و تا انارك حدودا ۵۰ كيلومتر فاصله دارد و خالي از سكنه و بيشتر محل استقرار دامداران محلي است.
- معلا در فاصله ۱۲ كيلومتري محور انارك و چوپانان و درفاصله ۴۰ كيلومتري شرق انارك واقع شده است. داراي سكنه حدود ۵ خانوار باجمعيت حدود ۲۰ نفر – خوش آب و هوا و داراي محصولات كشاورزي : انار – انجير و زردآلو است.
- نخلك درفاصله ۴۵ كيلومتري انارك واقع شده و درحال حاضر فقط محل استقرار كاركنان و كارگران معدن سرب مي باشد و سكنه دائمي ندارد.
- چاه گربه داراي ۲ خانوار سكنه با جمعيت ۵ نفر
محصولات كشاورزي : جو – يونجه – انار و انگور
- روستاي چوپانان ( مركز دهستان چوپانان ) :
درفاصله ۹۵ كيلومتري شرق انارك واقع شده داراي جمعيتي حدود ۱۴۶۵ نفر در قالب ۴۵۰ خانوار – شغل عمده اهالي : كشاورزي و دامداري – ميزان زمين زير كشت ۳۰ هكتار
محصولات كشاورزي عمدتا گندم – يونجه – سيفي كاري – انار – زردآلو – سير و انگور
- روستاهاي اطراف چوپانان :
- حجت آباد درفاصله ۱۰ كيلومتري غرب چوپانان درحال حاضر خالي از سكنه است و كشاورزان آنجا در چوپانان سكونت دارند.
محصولات كشاورزي : گندم – جو – انار و يونجه
- آشتيان درفاصله ۱۵ كيلومتري غرب چوپانان درحال حاضر داراي ۱۰ خانوار سكنه مي باشد و بقيه اهالي در چوپانان ساكن مي باشند.
محصولات كشاورزي : گندم – جو – انار و يونجه
مزارع موتوري كه بعدازاتقلاب اسلامي دراطراف چوپانان و درمسير انارك به چوپانان ايجاد شده عبارتند از :
۱- مزرعه نمونه داراي ۲ خانوار و با جمعيت ۱۰ نفر
محصولات كشاورزي : گندم – جو – انار – پسه و سيفي كاري
۲- اسلام آباد خالي از سكنه كه شركا در چوپانان سكونت دارند.
۳- مزرعه وحدت
۴- مزرعه گلبهار
۵- مزرعه دكتر هنرآموز
۶- مزرعه اسلام آباد
۷- مزرعه گوگر آباد
۸- چاه دكتر داوري
۹- نورآباد شتاقي
۱۰- مزرعه جواد
۱۱- مزرعه دكتر جعفري و مزرعه يزداني كه همگي خالي از سكنه و كشاورزان اكثرا در مركز دهستان چوپانان سكونت دارند.
- زالوبند داراي ۳ خانوار سكنه با جمعيت ۱۳ نفر
محصولات عمده كشاورزي :گندم – جو و يونجه
- عباس آباد داراي يك خانوار سكنه و فاصله آن تا مركز دهستان ۱۲ كيلومتر و عمده محصولات كشاورزي آن انار و انجير است.
ساير مزارع و مكانهاي اطراف شهر انارك كه درحال حاضر خالي از سكنه مي باشند:
- مزرعه حاج مهدي درفاصله ۲۵ كيلومتري شهر انارك
- مزرعه حاج باقري درفاصله ۳۰ كيلومتري شهر انارك
- مزرعه عشين درفاصله ۶۰ كيلومتري شهر انارك
- مزرعه زوار درفاصله ۶۴ كيلومتري شهر انارك
- طالمسي درفاصله ۳۷ كيلومتري شهر انارك
- مزرعه مرغاب درفاصله ۲۵ كيلومتري شهر انارك
- مزرعه عبدالكافي درفاصله ۱۴ كيلومتري شهر انارك
- مزرعه چاه شور عليا و سفلي درفاصله ۲۰ كيلومتري
- مزرعه سهيل سفلي درفاصله ۳۵ كيلومتري شهر انارك
- مزرعه سهيل عليا درفاصله ۴۵ كيلومتري شهر انارك
- مزرعه چاه خربزه درفاصله ۳۵ كيلومتري شهر انارك
- مزرعه جيربو درفاصله ۱۰ كيلومتري شهر انارك
- مزرعه چاه درختك درفاصله ۴۵ كيلومتري شهر انارك
- مزرعه قبله درفاصله ۷۰ كيلومتري شهر انارك
- مزرعه بيده چاه درفاصله ۶ كيلومتري شهر انارك
- مزارع و سكونت گاههاي اطراف چوپانان كه درحال حاضر خالي از سكنه مي باشد:
۱- عروسان در فاصله ۱۲۵ كيلومتري انارك
۲- مزرعه كبودان در فاصله ۱۳۰ كيلومتري انارك
۳- مزرعه مهدي آباد در فاصله ۱۱۰ كيلومتري انارك
اطلاعات معادن اطراف انارك :
- معدن طالمسي در فاصله ۳۷ كيلومتري
- معدن مسكني در فاصله ۳۳ كيلومتري
- معدن سياه كوه در فاصله ۱۰۸ كيلومتري
- معدن سرب نخلك در فاصله ۴۸ كيلومتري
منابع:
انارك از نگاه ديگران: آيت ا.. صادق خلخالي دركتاب خاطرات در تبعيد (نشر انتشارات راه امام، چاپ شركت افست اسفند 59) از صفحه 6 تا 30 به شرح خاطرات خود از انارك در سال 1352 پرداخته است.
سایت: http://www.anarak.com


![]()