تبليغاتX
کوچه پس کوچه های باستان شناسی
کوچه پس کوچه های باستان شناسی
اهالی باستان شناس
نتايچ كاوش در دو سايت باستاني ايران در كنگره باستان‌شناسي دانشگاه شيكاگو بررسي مي شود

غربال بيز يزد
تهران- ۲۳ فروردين 1384- میراث خبر
گروه استان‌ها: آخرين نتايج پژوهش‌ها و فعاليت‌هاي باستان‌شناسي در دو سايت باستاني غربال بيز يزد و اصلاندوز اردبيل، در كنگره باستان‌شناسي دانشگاه شيكاگو ارايه و بررسي مي‌شود.
در دومين كنگره باستان‌شناسي اوراسيا (اروپا _ آسيا) در دانشگاه دولتي شيكاگو كه با شركت باستان‌شناسان 12 كشور جهان 14 و 15 آوريل (25 و 26 فروردين) سال جاري در آمريكا برگزار مي‌شود، نتايج تحقيق و كاوش در دو سايت باستاني ايران توسط مرتضي حصاري باستان‌شناس و سرپرست هيات پژوهشي اصلاندوز در اردبيل و آذرميدخت اسفندياري باستان‌شناس و سرپرست هيات كاوش در محوطه باستاني غربال بيز واقع در استان يزد، در اختيار محافل علمي و آكادميك جهان قرار مي‌گيرد.
«مرتضي حصاري»، باستان‌شناس و دانشجوي دكتراي باستان‌شناسي از دانشگاه هامبورگ و يكي از شركت كنندگان در اين كنگره علمي درباره موضوع مقاله‌اي كه به اين مجمع ارايه كرده است، گفت: «مقاله ارايه شده بر محور نتايج مطالعات انجام شده در حاشيه رود ارس است كه طي دو فصل پژوهش ميداني در سال های 79 و 83 انجام شده است. اين مقاله پژوهشي؛ عمدتا نتايج به دست آمده از عمليات گمانه‌زني و لايه‌نگاري در تپه و روستاي« ايدير» را در بر مي‌گيرد . در اين عمليات با لايه‌نگاري منطقه تا عمق 4 متر و 30 سانتي‌متری، تاكنون چهارده لايه مشخص زمين شناسي قابل تشخيص و تمايز بوده است كه هريك از آن ها با وقفه هايي، به دوره هاي مختلف زماني تعلق دارند.»
وي افزود: « چهارده لايه مشخص شده، دوره‌هاي زماني متعددي از نوسنگي تا دوره اسلامي، همراه با چند وقفه‌ زماني را نشان مي‌دهد از نظر طبقه‌بندي زماني، قديمي‌ترين داده‌هاي استقراري این منطقه متعلق به دوره نوسنگي A (نئوكلكولتيك A) است و پس از آن به طور متوالي دوره برنز قديم (كورا ارس) جاي دارد و سپس با يك دوره فترت، آثاري از قرون 9 و 10 اسلامي به چشم می خورد. به علاوه ، در برخي نواحي از همين تپه، آثاري از دوره پارينه سنگي ميانه نيز به دست آمده است.»
وي شركت در كنگره باستان شناسي شيكاگو را گام مهمي براي معرفي و حضور گسترده باستان‌شناسي ايران در محافل علمي بين‌المللي دانست و افزود «‌متاسفانه به دليل موانع متعدد از جمله مشكلات مربوط به صدور ويزا براي كشور امريكا و همچنين كمبودهاي مالي، هيچ يك از باستان شناسان شركت كننده امكان حضور مستقيم در كنفرانس را نيافته اند .»
«آذرميدخت اسفندياري»، سرپرست هيات كاوش در محوطه باستاني غربال بيز يزد ديگر پژوهشگران شركت كننده در دومين كنگره باستان‌شناسي دانشگاه شيكاگو نیز اين كنگره را فرصت مناسبي براي معرفي فعاليت‌هاي علمي جاري در ايران، كسب تجارب تازه و اعتبار جهاني اين فعاليت‌ها دانست و گفت: « كشف برخي آثار معماري از دوره تاريخي در محوطه باستاني غربال بيز يزد و همچنين كشف يك معبد باستاني با پلان دايره‌اي شكل در اين محوطه، نوعي مقايسه تطبيقي ميان سبك معماري اين معبد با آثار معماري هم عصرش در اروپا، موضوعي است كه در مقاله ارائه شده به كنگره شيكاگو مورد بررسي قرار گرفته است. نتايج به دست آمده طي چند فصل كاوش در اين محوطه از جنبه‌هاي مختلف علمي _ پژوهشي در بردارنده نكات جالب و ارزشمندي است كه تاكنون در استان يزد كمتر مورد توجه قرار گرفته است.»
وي با تاکید بر کسب اعتبار علمی باستان شناسی ایران در محافل علمی جهان گفت:«اساسا باستان‌شناسي ايران براي پژوهش‌گران غربي، موضوع جالب توجه و جذابي است كه همواره عامل مهمي در جلب علاقه آنان به فعاليت و كاوش‌هاي باستان شناسي در ايران بوده است اما شركت در اين قبيل كنگره‌ها و ارايه گزارشي از نتايج كاوش‌هاي جاري در سايت‌هاي باستاني ايران ، از آنرو حائز اهميت است كه محافل علمي جهان در جريان فعاليت‌هاي روش مند علمي باستان‌شناسان ايراني و استفاده ار علوم و روش هاي روز باستان‌شناسي به كار رفته در برنامه‌هاي كاوش، قرار مي گيرند كه اين امر خود سبب كسب اعتبار علمي باستان‌شناسي ايران در محافل علمي و آكادميك جهان می شود.»
به اعتقاد این باستان شناس مقاله ارايه شده در این کنگره از آنرو اهميت دارد كه كاوش‌هاي انجام شده در غربال بيز، اولين برنامه مطالعاتي و حفاري در زمينه پيشينه باستاني استان يزد بوده است، بدين معنا كه در برنامه‌هاي پژوهشي انجام شده عمدتا به تاريخ اين منطقه در دوره‌هاي اسلامي پرداخته شده و استان يزد در نقشه باستان‌شناسي ايران، كاملا سفيد مانده و هم اكنون اطلاعات چنداني در اين زمينه موجود نيست.»
وي اظهار اميدواري كرد كه انعكاس فعاليت‌هاي باستان‌شناسي ايران در كنگره باستان شناسي شيكاگو سبب كسب تجارب تازه و اعتبار علمي باستان شناسي ايران و جلب توجه بيشتر مسئولان در ضرورت حمايت از پژوهشگران و باستان شناسان كشور براي شركت در اين قبيل كنگره هاي علمي – بين المللي شود.
در دومين كنگره باستان‌شناسان اروپا _ آسيا دانشگاه شيكاگو كه در تاريخ 14 و 15 آوريل 2005(24 و 25 فروردين ماه )سال جاري در آمريكا برگزار مي‌شود، باستان شناسان 12 كشور شامل امريكا ،آلمان ،فرانسه ،انگليس ،روسيه ، لهستان، گرجستان، تركيه، ازبكستان، قزاقستان‌، و ايران به بررسي مسائل و آخرين دستاوردهاي باستان شناسي در كشورهاي اروپايي و آسيايي مي پردازد .
در اين كنگره علاوه‌بر دو پژوهشگر ايرني ياد شده دكتر مهدي مرتضوي از دانشگاه زاهدان نيز مقاله‌اي در زمينه ارتباطات جنوب شرقي ايران با نواحي همجوار در هزاره سوم قبل از ميلاد، ارايه كرده است.
|+| نوشته شده توسط کار گروهی دانشجویان باستان شناسی زابل در شنبه یکم دی 1386 ساعت 11:7 قبل از ظهر |

تجدیدنظر
دادگاه استيناف انگليس اعتراض ايران را بر آثار باستاني تاييد كرد
تهران، ايرنا ‪۸۶/۰۹/۳۰‬
 

خبرگزاري آسوشيتدپرس گزارش داد كه ايران روز جمعه در تلاش براي وادار كردن يك دلال بين‌المللي آثار هنري به بازگرداندن ‪ ۱۸‬شي باستاني، به پيروزي مهمي در كسب راي دادگاه استيناف لندن دست يافت.


بنابراين گزارش، دادگاه تجديد نظر با رد حكم دادگاه بدوي، اعتراض ايران را بر ‪ ۱۸‬كوزه، كاسه و فنجان متعلق به سه هزار سال قبل از ميلاد كه از قبور باستاني دره هليل رود در جنوب جيرفت، سرقت شده‌اند، تاييد كرد.

فايز بركت، صاحب گالري بركت در لندن كه در بورلي هيلز كاليفرنيا و ابوظبي نيز گالريهايي دارد، گفت كه اين اشيا را در حراجي‌ها و بازارهاي اروپا خريده و قصد دارد عليه راي دادگاه به مجلس اعيان، كه بالاترين دادگاه تجديدنظر انگليس است، شكايت كند.

|+| نوشته شده توسط کار گروهی دانشجویان باستان شناسی زابل در شنبه یکم دی 1386 ساعت 11:2 قبل از ظهر |

تحلیل رای مربوط به قضیه اشیای باستانی جیرفت نزد گالری برکات

 

در ارتباط با قضیه مربوط به رای دادگاه انگلیسی در ارتباط با اشیای مسروقه از جیرفت که هم اکنون در اختیار گالری برکات قرار دارد می توان موضوع را از دو دیدگاه مورد بررسی و توجه قرار داد. این دو عبارتند از: اول، از دیدگاه تعهدات بین المللی دولت انگلیس و دوم، تصمیمی که از سوی دادگاه این کشور و با استناد به حقوق داخلی دولت انگلیس اتخاذ شد.

اول: از دیدگاه تعهدات بین المللی دولت انگلیس:

از این منظر مناسب ترین گزینه استناد به تعهدات دولت انگلیس بر اساس "کنوانسیون مربوط به اشیای فرهنگی مسروقه و یا غیرقانونی صادر شده" که در 24 ژوئن 1995 در رم به تصویب رسید را مورد توجه قرار داد. اما نکته مهمی که در ارتباط با این کنوانسیون و دولت انگلیس می توان متذکر شد این موضوع است که هر چند دولت ایران از جمله اعضای این کنوانسیون است لیکن دولت انگلیس عضو این کنوانسیون نیست و نمی توان مقررات مربوط به این کنوانسیون را برای این کشور لازم الاجرا دانست.

با این حال اگر دولت دیگری که از جمله اعضای این کنوانسیون بود طرف ایران قرار می گرفت می توانست مورد استناد قرار گیرد و دادگاه های آن کشور می بایست بر اساس مفاد این کنوانسیون مبادرت به اصدار رای نمایند.

مهمترین مواد این کنوانسیون برای بازگرداندن اموال می تواند به شرح زیر باشد که عبارتند از:

ماده 2 کنوانسیون که مقرر می دارد:

"به موجب این کنوانسیون، اشیای فرهنگی عبارتند از اشیایی که به دلایل مذهبی یا غیر مذهبی برای باستان شناسی، موضوعات پیش از تاریخ، موضوعات تاریخی، ادبیات، هنر و علم دارای اهمیت بوده و به دسته های فهرست شده در ضمیمه کنوانسیون متعلق باشد."

بند 3 ماده 5 کنوانسیون که مقرر می دارد:

"دادگاه یا مقامات صالح دولت مورد درخواست باید نسبت به صدور دستور بازگرداندن اشیای فرهنگی غیرقانونی صادر شده اقدام نمایند اگر دولت درخواست کننده بتواند اثبات نماید که ربایش اشیا از سرزمین آن به طور عمده ای یک یا چند عدد از منافع زیر را به مخاطره اندازد:

الف: حفاظت فیزیکی اشیا یا محتویات آنها؛

ب: تمامیت مجموعه ای از اشیا؛

ج: حفاظت از اطلاعات برای مثال با اطلاعات با مشخصه علمی یا تاریخی؛

د: استفاده سنتی یا مذهبی از اشیا توسط یک گروه قومی یا بومی،

یا اثبات کند که اشیا از اهمیت فرهنگی عمده ای در نزد دولت درخواست برخوردار است."

نکته جالبی که در این بند می تواند مورد استفاده قرار گیرد استفاده از عبارت "باید" (shall) است. در عبارت پردازی کنوانسیون های بین المللی زمانی که از عبارت باید استفاده می شود به این معنی است که موضوع مورد بحث بالاترین نوع الزام و تعهد را به همراه دارد و لذا اگر دولت ایران در مقابل دولت عضو دیگری استناد به این موارد می کرد، آن دولت متعهد به بازگرداندن بود.

با توجه به عدم عضویت دولت انگلیس در کنوانسیون مربوطه، این دولت برای بازگرداندن این اموال آنچنان که از سوی عده ای از کارشناسان ایرانی مورد اشاره قرار گرفته و متاسفانه در برخی از سایت های خبری و رسانه ای نیز ثبت شده است، هیچ تعهدی ندارد و استناد به کنوانسیون های بین المللی در این ارتباط گمراه کننده است و نمی تواند برای ایران کاربردی داشته باشد.

دوم: از دیدگاه حقوق داخلی انگلیس

به موجب حقوق داخلی انگلیس اگر دولتی بتواند شرایطی را که در قانون انگلستان برای استرداد و بازگرداندن اموال فرهنگی و تاریخی تصریح شده است را رعایت کند، می تواند بازگرداندن آن اموال به سرزمین خود را دخواست نماید. از جمله مهمترین این شرایط آنچنان که در حقوق انگلستان مورد اشاره قرار گرفته است عبارتند از: اول، اثبات مالکیت و دوم، عدم گذشت مرور زمان برای درخواست بازگرداندن.

قاضی ارشد انگلیسی، آقای گرای، اعلام داشته است که "مفاد قانون ایران، مبین این موضوع نیست که ایران بر این اشیای باستانی دارای عنوان مالکیت معتبر می باشد" و به این ترتیب دعوی ایران در ارتباط با این اشیا را مردود اعلام کرد.

در ارتباط با رای دادگاه انگلیس موارد زیر می تواند مورد اشاره قرار گیرد:

1. مفهوم مالکیت در ارتباط با اشیای باستانی با مفهوم مالکیت در حقوق خصوصی متفاوت است. با توجه به رویه متعدد داخلی دولت ها در ارتباط با این اشیا احراز تعلق آن اشیا به کشور مدعی، مورد توجه است. زیرا با این استدلال که قاضی انگلیسی اعلام داشته اساساً هرگونه ادعا نسبت به اشیای فرهنگی از قبل بدون نتیجه خواهد بود و هیچ دولتی نمی تواند با چنین استدلالی استحقاق خود نسبت به اشیای باستانی را اثبات نماید. علت این امر آن است که هیچ دولتی این اشیا را از جایی خریداری نکرده و یا از شخصی به ارث نبرده است که بتواند در صورت نیاز سند مالکیت آنرا ارایه دهد، بلکه این اشیا بخشی از تاریخ یک کشور و متعلق به فرهنگ و تمدن آن کشور می باشد و همین که کارشناسان بتوانند تعلق اشیایی را به تمدنی اعلام دارند، به نظر مالکیت نسبت به آنها محرز است.

2. با توجه به استدلال فوق، قاضی انگلیسی میان اصل و استثنا در این قضیه دچار اشتباه شده است. همانگونه که مورد تایید تمامی افراد و نهادهای ذیصلاح قرار گرفته است هیچ شکی وجود ندارد که این اشیا متعلق به منطقه جیرفت است، این موضوعی است که در رای دادگاه انگلیسی نیز مورد توجه بوده است و در بیانیه گالری برکات نیر بر تعلق این اشیا به ایران تاکید شده است. در این بیانیه آمده است که "ما موکداً تمایل جمهوری اسلامی ایران برای حفظ میراث غنی و متنوع خود را درک می کنیم ...". شایسته است دادگاه انگلیسی به این موضوع توجه می داشت که تعلق این اشیا به ایران نشان از مالکیت آنها دارد و همین برای دادگاه انگلیسی برای صدور حکم به نفع ایران کفایت می کرد. اگر شیء متعلق به تمدن و یا منطقه است اصل بر این است که صاحب آن تمدن و یا کشوری که آن منطقه در آن قرار دارد، مالک آن شیء فرض می شود و شخصی که مدعی مالکیت بر این اشیا است باید عنوان مالکیت خود را اثبات کند، چه اگر غیر از این باشد هر شی باستانی که در خارج قرار دارد، اگر متعلق به کشور مبدا فرض نشود، نتیجه ای غیر منطقی حاصل خواهد شد.

3. اشکال دیگری که در رای دادگاه انگلیسی وجود دارد ادعای استناد به قوانین ایران است که به موجب قانون انگلیس دادگاه انگلیسی موظف به ارجاع بدان داشته است لیکن این دادگاه با ارایه تفسیری انگلیسی از قوانین ایرانی نتیجه گیری و اثدار حکم کرده است. مطابق قوانین شناخته شده حقوق بین الملل خصوصی در ارتباط با قضیه ای که مطرح می گردد، قاضی دادگاه خارجی رسیدگی کننده تنها در زمان بررسی قوانین مربوط به تعیین قانون صالح حق تفسیر بر مبنای حقوق داخلی خود را دارد و زمانی که قانون صالح را یافت و این قانون قانون خارجی بود باید آن قانون را مطابق معنی و مفهومی که در کشور خارجی دارد تفسیر و اجرا کند. قاضی انگلیسی در رای خود این چنین آورده است که "من، با کمی تاسف، به این نتیجه رسیدم که ایران نمی تواند از عهده مسوولیت اثبات مالیکت خود نسبت به این اشیای عتیقه بر اساس قوانین ایران برآید".

برای نیل به این نتیجه و رد قوانین ایران قاضی انگلیسی باید یا خود متخصص حقوق ایران باشد یا از متخصصین ایرانی برای این منظور استفاده کرده و با استناد به تفاسیر آنها به تصمیمی که اتخاذ کرده، رسیده باشد. جدای از اینکه هیچ استدلالی در اعلام فوق الذکر وجود ندارد در ارتباط با تخصص قاضی انگلیسی نسبت به حقوق ایران مشخصاً هیچ نشانه ای وجود ندارد و هیچ دلیلی نیز دایر بر اینکه وی از نظر متخصصان ایرانی استفاده نموده باشد نیز وجود ندارد و آنچنان که قواعد مشخص حقوق بین الملل خصوصی مقرر می دارند تفسیر ایرانی از قوانین ایران محقق نشده است. اگر قرار بر این باشد که هر قاضی با استدلالات مربوط به سیستم قضایی خود قوانین صالح دیگر کشورها را تفسیر کند، وجود قوانین و قواعد مربوط به حقوق بین الملل خصوصی بی فایده است.

جای سوال است که قاضی انگلیسی چگونه بدون تخصص و بدون استفاده از نظر حقوقدانان ایرانی پس از اعلام این موضوع که ایران برخی حمایت های تامینی برای میراث فرهنگی خود برقرار کرده و حفاری و صادرات غیر مجاز آنرا جرم تلقی کرده است به این نتیجه رسیده است که "... اما قوانین که از سوی ایران مورد استناد قرار گرفته است برای رای من جهت اثبات مالکیت قانونی بر اشیای باستانی، ناقص است".

4. آیا قاضی انگلیسی تمامی قوانین ایران در این خصوص را بررسی کرده است چه همانطور که می دانیم، هر چند در قضایای مربوط به حقوق بین الملل خصوصی این وظیفه طرف خارجی است که قوانین صالح و مناسب را معرفی نماید، اما این موضوع نمی تواند بهانه ای برای چشم پوشی قاضی انگلیسی از بررسی دقیق تر موضوع باشد. هیچ نشانه ای از بررسی قوانین ایرانی در ظاهر رای وجود ندارد و این مبین نقص در استدلال دادگاه است.

5. آیا هیچ دانشجوی مبتدی حقوق می تواند به سادگی از اعلام ماده 26 قانون مدنی برای احراز تملک جمهوری اسلامی ایران بر آثار تاریخی صرفنظر کند در این ماده پس از اعلام مواردی چند صراحتا اعلام می دارد که "...آثار تاریخی و امثال آنها ... قابل تملک خصوصی نیست". اگر قاضی انگلیسی این صراحت را دریافت نکرده است که مبین ضعف در سواد حقوقی قاضی انگلیسی است و اگر استدلالی در رد این صراحت دارد، شایسته بود در رای با ارایه استدلال خود شک و تردید ها را برطرف سازد.

6. همانگونه که در مفاد پرونده نیز می توان دریافت اشیایی که از سوی گالری برکات برای فروش مورد توجه قرار گرفته اند، از جمله اشیایی هستند که از سال 2001 وارد انگلیس شده و شامل مرور زمان نمی شوند.

7. در پایان ذکر این نکته ضروری است که به نظر مسوولان ایرانی و وکیل ایران در این قضیه کمی با بی دقتی رفتار کرده اند.

نتیجه:

با بررسی اشکالاتی که در رای وجود دارد این امکان برای مسوولان ایرانی موجود است تا مقدمتاً با تجدیدنظر از رای، زمان لازم برای بررسی موضوع را فراهم و سپس با بهره گیری از حقوقدانان ایرانی و بریتانیایی شایسته و با تدقیق در اشکالات رای، لایحه ای مناسب به گونه ای که بتواند دادگاه تجدیدنظر را برای نقض رای بدوی مجاب کند تهیه و ارایه دهند.

|+| نوشته شده توسط کار گروهی دانشجویان باستان شناسی زابل در شنبه یکم دی 1386 ساعت 11:0 قبل از ظهر |